شهر نوایی خاطره تلخ یا شیرین
اهل سنت که با تلاش زیاد توانسته بودند دو مدرسه دینی امام اسماعیل بخاری در تاشکند و مدرسه میرعرب را در بخارا باز نگهدارند، کارشان آسانتر بود. عالمی از مدرسه میرعرب می آمد و به مردم شهر، تعلیم دین آغاز میکرد. جالب است بدانیم در شهر نوایی، صد هزار ایرانی بودند که مذهب تشیع داشتند. آنها پس از استقلال باید چکار میکردند که خدای را خوش آید؟ از نیاکان که چیزی بهجای نمانده بود. فقط رسمکی از عید نوروز باقی بود؛ ایام محرم هم که میرسید، زنان شهر نوایی نوحه سر میدادند و به سینه میزدند. آری، ایرانیان نوایی رفتند مسلمانی برگزیدند و نمازخوان شدند، اما با دستهای بسته. این بیخبری بر سر خیلی از شهرهای دیگر هم سایه افکند و برای بازیابی هویت مذهبی پیشینیان دیگر دیر شد. در گزارش دیگری آمده است: تا چند سال پيش شيعه اثنىعشرى بهطور كلى در تاجیکستان وجود نداشت؛ بعد از زحمات فراوان و کمی تا قسمتی بازیافت هویت فرهنگی، حدود صد خانوار شيعه در دوشنبه و حدود 150 خانوار در اطراف دوشنبه (قرقان تپه و كولاب) و 500 خانوار در ولايتسغد (كه مركز آن خجند است) در شمال تاجیکستان پدید آمدند. این همه سرمایه شیعیان در کشور تاجیکستان با فرهنگ ایرانی و زبان فارسی است؛ تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل؛ مفهوم شاه کلید زرین خلاء در اعتقاد همین است.
این وبلاگ تلاش دارد مجموعه آثار نوشتاری استاد سیدمرادی را به اساتید دانشگاه ها و حوزه های علمیه، پژوهشگران علاقمند به آفریقا شناسی و عموم شیفتگان اهل البیت علیهم السلام معرفی و عرضه نماید.