گور امیر، هنرنمایی معمار اصفهانی
گور امیر با گنبدی زیبا نمایان بود و در اطراف آن درختان سر سبز و دیگر مناظر دیدنی مشاهده میشد. پس از حدود صد قدم، آرامگاه تیمور با سنگ فرشهای معمولی و کمی پایینتر از سطح زمین قرار داشت. یک درب ورودی زیبا با دو مناره بدون سر داشت که نام استاد هنر محمد ابن محمود اصفهانی بر آن، خاطره معماران ایرانی را در ذهن زنده میکرد و یک چهار دیواری کوتاه نیز گور امیر را در حلقه محاصره خود گرفته بود. گنبد گور امیر، فيروزهاي رنگ با 64 تركه با كاشي معرق آراسته شده و شیارهای زیاد و زیبایی را به صورت عمودی شکل داده بود. این ترفه هنر، زیباترین گنبدی بود که در طول عمرم دیده بودم. وارد صحن و ایوان و سپس زیر گنبد شدیم.
آنچه مرا به اندیشه وا میداشت، رحل سنگی بزرگی بود که بالای تختی در صحن بیرونی آرامگاه نصب شده بود. این رحل به اندازهای بزرگ بود که برخی بانوان نیت میکردند و از زیر آن میگذشتند. اما چیز دیگری نیز در ذهنم خلجان میکرد: شاید این رحل برای همان قرآنی تراشیده شده بود که بایسنقر نوشت و آن را با چند شتر از جایی به جایی میبردند. چند صفحه از آن قرآن نیز در کتابخانه آستان قدس نگهداری میشود و متاسفانه آن چند صفحه هم با نقاشیهای جدیدی که در پنجاه سال اخیر بر آن شده، از نفاست افتاده است.
از این که بگذریم، داخل آرامگاه نیز رواق و سر طاقهایی داشت که زیباتر از خود گنبد، چشمها را نوازش میکرد. نور افکنی هم روشن کرده بودند تا زیبایی رواقها و سقف گنبد، بیشتر جلوه نمایی کند. زیر گنبد یک دیوار کوتاه مستطیل شکل از سنگهای مرمر وجود داشت و چنان که از نام گور امیر پیداست، آرامگاه امیر تیمور گورکانی بود. سنگ قبر تیمور همچون قلبش به رنگ سیاه و فرزندان و بستگانش به رنگهای دیگر بود. این کلکسیون مرگ شامل قبرهای: عمر شيخ، ميرانشاه، پيرمحمد، شاهرخ، الغبيك و ميرسيد بركه بود. گویند تيمور تمام پيروزيهاي خود را مرهون انفاس قدسي صوفي معروف «ميرسيد بَرَكه» ميدانست و از اين رو او نيز از جمله «منا اهل البیت» شده، در جوار تيمور مدفون است.
گور امیر به دستور تیمور براي دفن جسد پسر محبوبش محمد سلطان (1375 - 1403 م.) ساخته شد كه پس از كشته شدن در يكي از لشگركشيهاي تيمور، جنازه او را در اينجا به خاك سپردند. هنوز ساختمان آن تکمیل نشده بود كه تيمور نیز مرد و جهانگشاییهایش ابتر ماند. سپس شاهرخ به آنها پیوست و بعد هم الغ بيك، نوه تيمور، به جمع آنان افزوده شد و بدين ترتيب بود که «گورامير» به آرامگاه تيموريان تبدیل شد. ساخت آرامگاه، در سال 1404 م. خاتمه يافت و مجموعه بينظیر بدون مقبره، احتمالاً در سال 1401 م. به پایان رسيده بود. بر اساس نوشته كلاويخو، هنگامي كه تيمور از اردوكشي بازگشت، متوجه شد بر اساس محاسبات او مقبره خيلي كوچك است؛ او دوباره دستور داد در طول 10 روز از نو ساخته شود. كلاويخو اضافه ميكند كه «بدون تاخير، دوبارهسازي در دست اجرا قرار گرفت، شب و روز كار ادامه يافت... مقبره بهطور كامل طي زمان مقرر 10 روزه ساخته شد و تعجبآور بود كه چگونه چنين بناي عظيمي ميتواند در چنين فضاي دستوري ساخته و تكميل گردد»؟ این علامت سوال بزرگی است که باید آن نویسندگان بدان پاسخ گویند. بعدها الغبيك نيز بر روي مجموعه كار كرد و گالري شرقي را در سال 1424 م. بر آن افزود.
باید گفت در دربار تيمور، تعليم و تربيت هنری و ادبي منحصراً ايراني بود و او براي تزئين سمرقند بهترين صنعتگران ايراني را جلب ميكرد. بناهائي مانند گور امير، مقبره بيبي خانم و مدرسه شيردار همه توسط معماران ايراني ساخته شد و هنوز هم نام آن هنرمندان را بر پیشانی خود دارد. گور امير با شكوهترين اين يادگارهاست و گفته شد که محمد بن محمود اصفهاني آن را ساخته است. چند سال پيش مسلمانان روسيه تصمیم گرفتند در شهر پطرزبورگ مسجدی عالي بنا كنند. جمعيتي از بهترين معماران و مستشرقان را آوردند تا بهترین نقشه را براي مسجد طراحی کنند، اما طرحی زیباتر از گور امير نیافتند و در نتیجه همان طرح را انتخاب کردند. مسجد را پس از صرف مبلغي گزاف در بهترين نقطه شهر ساختند و اكنون نیز در كنار رود توا با عظمت تمام جلوهگر است.
آری دانه فلفل سیاه و روی مهرویان سیاه هر دو دل سوزند، اما این کجا و آن کجا؟، مردم دروازه غار و مردم دریا کنار هر دو عریانند، اما این کجا و آن کجا؟. مسجد پطرزبورگ کجا و زیبایی خیره کننده گور امیر سمرقند کجا؟. با اينكه طرح ..... لطفا جهت استفاده کامل و رعایت حقوق ناشر به متن کتاب مراجعه نمائید. از وقفه ایجاد شده معذرت می خواهیم.
این وبلاگ تلاش دارد مجموعه آثار نوشتاری استاد سیدمرادی را به اساتید دانشگاه ها و حوزه های علمیه، پژوهشگران علاقمند به آفریقا شناسی و عموم شیفتگان اهل البیت علیهم السلام معرفی و عرضه نماید.