او می­گفت: تاریخ مسجد به دویست سال قبل باز می­گردد؛ در واقع مدرسه دینی به نام ابولیث سمرقندی از علمای آن دیار بود که هنوز قسمتی از دیوارهای آن در سمت مخالف قبله به چشم می­خورد. قسمت دیگر مسجد چندان قدیمی نبود و اگر اشتباه نکنم، گفت حدود بیست سال پیش ساخته شده است.  مسجد از دو قسمت تشکیل شده بود: قسمت داخلی با سقف، ستون­های چوبی و گچ بری­هایی بر دیوار و قسمت بیرونی که شامل تراس و ساباط های سرپوشیده و صحن مسجد می­شد. نوزده حجره دور تا دور مسجد ساخته شده بود که دانش پژوهان در آن سکونت داشتند. در مجموع مسجد صد در سی و شش متر مساحت داشت و روزهای جمعه محل اجتماع عظیم مردم اورگوت بود. ملاشادیار می­گفت در همین جمعه قریب سه هزار نفر در نماز شرکت داشتند.  مدرسه مجاور که مهم­ترین مدرسه دینی شهر به شمار می­آید، حدود پنجاه طلبه داشت که مشغول تحصیل قرآن، تجوید، صرف و نحو، تفسیر جلالین و مشکاه الانوار بودند و در فقه هم کتاب فقه السنه نوشته سید سابق را می­خواندند، کتابی که مسائل فقهی  و روایاتی از کتب احادیث اهل سنت و فتاوای ائمه اربعه مذاهب را در بر دارد. این طلاب بعدها برای تکمیل تحصیلات دینی به بخارا، مصر و عربستان می­روند. شادیار می­گفت بیست نفر قاری قران داریم و تا به حال سی نفر را نیز برای ادامه تحصیل به مصر اعزام کرده­ایم.

 ما دو رکعت نماز تحیت خواندیم و به قصد دیدن مسجد چارچنار از آنها خدا حافظی کردیم. دوباره به خیابان باز گشتیم، دیگر از آسفالت خبری نبود و در طول حاشیه راه یک کانال بزرگ دیده می­شد. به سمت سربالایی و بلندی دامنه کوه حرکت کردیم.