در جای دیگر شهر به دیدن مجموعه خواجه احرار ولی رفتیم که شامل مسجد، مدرسه و قبرستان بود. مسجد در فضای باز و سرسبزی بنا شده­بود. امام جماعت مسجد و مدیر مدرسه خواجه احرار، ملا رجبعلی بود که عمامه بزرگ و سفیدی بر سر گذارده بود. لباس تمیز و سفیدی بر تن داشت و با تواضع به استقبال شیخ آمد. او گرچه امام سنیان بود، ولی اصالت ایرانی داشت و در خانواده­ای با گرایشات شیعی به دنیا آمده بود. درب مدرسه را بسته بودند، چون یکشنبه بود و آن روز همچون سایر کشورهای غیر اسلامی و بعضا اسلامی  تعطیل عمومی بود.

ملا رجبعلی در ملاقات پیشین در مزار مراداولیاء گفته بود مدرسه تحت مدیریت او 120 طلبه دارد که بعد از دیپلم پذیرفته می­شوند و در آنجا به تعلیم قران، تجوید، صرف و نحو، تفسیر جلالین و مشکات الانوار می­پردازند. دوره تحصیل معمولا چهار سال بود و افراد با استعداد پیش از موعد دروس را به اتمام می­رساندند. در کنار دروس دینی، زبان فارسی، انگلیسی و عربی را نیز فرا می­گرفتند، امری که در ازبکستان جالب توجه بود و به ندرت اتفاق می­افتاد. مدرسه غیر از مدرسان زبان­های خارجی، ده استاد داشت.

چند نفر از مدرسه خواجه احرار برای ادامه تحصیل به مصر و ایران رفته بودند که البته طلبه اعزامی به ایران پس از چند سال به سمرقند بازگشته بود و سخت مورد انتقاد بود. می­گفتند که او افکار و رفتار شیعیان را به شدت تخطئه می­کند و اهل سنت را نیز کافر می­داند. ملامصطفی غل در مقابل درخواست اعزام طلاب علاقمند به تحصیل در حوزه علمیه قم گفته بود ما یک نفر مسلمان به ایران فرستادیم ولی او کافر برگشت.

شک نیست که اینگونه رفتارهای نسنجیده از نظر آنها یک تهدید اجتماعی و دینی ارزیابی می­گردد. مقامات ازبکستان از نخستین کسانی بودند که به این تهدید واکنش نشان دادند و مسئولین ترکیه را متهم کردند که از این افراد به عنوان ستون پنجم استفاده می­کنند.  شایع کرده بودند که بعضی از طلاب زمانی که در ترکیه تحصیل می کرده­اند، آموزش­های تروریستی دیده­اند و پس از مراجعت به کشور، کانون­های فعالی در روستاها و شهرها تشکیل داده­اند.

سپس دیگر کشورهای منطقه نیز نسبت به طلاب تحصیل­کرده در خارج بدگمان شدند. نظربایف رئیس جمهور قزاقستان در اکتبر سال 2000 میلادی دستور فراخوانی تمام طلاب قزاق در حال تحصیل در مراکز اسلامی خارج از کشور را صادر کرد. رحمان­اف رئیس جمهور تاجیکستان نیز در مارس سال 2001 اقدام مشابهی انجام داد. بنابراین توجیه طلاب خارجی قبل از بازگشت به کشور خود، ضروری به نظر می­رسد تا کار را بر مسئولین امر و علمای بلاد مشکل نکنند. آنها باید درک کنند که کمونیزم  هفتاد سال در کشور خودشان، بر سر مردم سایه افکنده و دینداری بزرگترین جرم به شمار می­آمده است. زمانی که مساجد انبار آذوقه می­شدند، مدارس تبدیل به موزه می­گشتند، کتاب­ها سوزانده می­شدند و علمای بلاد تبعید و سرانجام نابود می­شدند. این بی­انصافی است اگر از مردم عادی انتظار داشته باشیم که دستورات دینی را در حد مردم قاهره و قم و مدینه بدانند و عمل نمایند. بعضی از این طلاب تا پایشان به دیگر کشورهای اسلامی باز می­شود و فضای شهرهای مذهبی را می­بینند، جوگیر می­شوند و می­خواهند ره صد ساله را یک شبه بپیمایند. خود را علامه دهر می­خوانند و دیگران را کافر و مشرک می­پندارند.  بگزریم، ما طهارت گرفتیم و پس از دو رکعت نماز تحیت، از مجموعه خواجه احرار بازدید کردیم. ساعت 5 بعد از ظهر بود که به منزل شیخ برگشتیم.