ام­الفضل از پيامبر اسلام (ص) احادیث مختلفی نقل كرده و از راويان قابل اعتماد به شمار مى‏آيد. او گفت: «شبى از شب­ها خوابى ديدم كه به سبب آن از شدت هراس مى‏لرزيدم. خدمت ‏حضرت رسول الله (ص) شتافتم و گفتم: اى بهترين بندگان خدا، خوابى ديدم كه از آن هراسانم. حضرت فرمود: باز گو. گفتم: در خواب ديدم از پيكر مبارك شما پاره‏اى گوشت‏بريده شد و نزد من آمد. حضرت فرمود: نيك خواهد بود. بزودى از فاطمه من فرزندى متولد مى‏شود و تو آن را با شيرت پرورش مى‏دهى. فرزندان فاطمه پاره تن من هستند». حضرت پيامبر (ص) بعد از ولادت امام حسن (ع)، او را نزد ام­الفضل همسر عمویش فرستاد تا شيرش دهد. او روزهايى كه قثم را از شير جدا مى‏كرد، به امام حسن (ع) شير می‏داد. ام الفضل امام حسين (ع) را نيز شير داده است.

 

چند روز پیش با ملا­علی در مسجد پنجاب نشسته بودم و سخن به جناب قثم رسید. شیخ ادعا کرد که او برادر رضاعی امام حسین است؛ اما نمی­دانم چرا اخوت رضاعی امام حسین و جناب قثم بعید به نظرم می­آمد؛ شاید استبعاد به دلیل این بود که عباس عموی پیامبر و مسن­تر از آن حضرت بود. حال آیا به لحاظ زمانی با تاریخ مطابقت داشت یا نه؟ شیخ گفت که حدیث را در کتابی به نام «شعشه الحسینیه» دیده است. به منزل که برگشتیم کتاب را برای من آورد. کتابی کهنه و مندرس بود که نام شیخ محمدجواد یزدی شیبانی بر جلد آن به چشم می­خورد. از آن کتاب­هایی بود که  از ترس کمونیست­ها سال­ها در زیر خاک دفن شده بود و گوشه­های آن را موریانه­ها خورده بودند. در صفحه 61 کتاب چنین نوشته بود: «احتمال بودن ام الفضل – مادر رضاعی امام حسین(ع) نه اسماء بنت عمیس – از جهت آن است که در جلاء روایت کرده که ام الفضل به حضرت رسالت عرض کرد که من در خواب دیدم که پاره­ای از تن تو در دامن من بود. حضرت فرمود فرزندی از فاطمه به­هم خواهد رسید که تو متکفل تربیت او خواهی شد. سپس در آن زودی امام حسین متولد شد، پس ام الفضل او را به شیر قثم پسر عباس شیر داد. اقول: و قثم قبرش در سمرقند است. استبعاد اسماء به خاطر تولد حسین در سه و چهار از هجرت و آنها با جعفر تا هفتم هجرت در حبشه بودند». صفحاتی از کتاب شعشعه الحسینیه نیز در فضیلت عزاداری و حالات امام حسین (ع) در کربلا نوشته شده بود. کتابی بدون سند و برای عموم مردم نوشته شده­بود؛ به­علاوه از منقولات ضعیف نیز بی­بهره نبود.