مراسم عزاداری امام حسين (ع) در زيرآباد بخارا
شركتكنندگان و روحانيان پيش از آمدن به تعزيهخانه، در مسجد روستا جمع ميشوند. زنها با سفرهها و غذاها به مراسم ميآيند. در روز اول مراسم، دو يا سه نفر از زنان باسواد، داستانهايي از روزگار پيامبر اسلام و اهل بیت(ع) او حكايت ميكنند و در پايان آن، صلواتي بر پيامبر و اهل بيت ايشان ميفرستند و حاضران با آنها همآواز ميشوند: « اللّهم صلّ علي محمّد و آل محمّد » و صلوات را سه بار تكرار ميكنند.
سپس براي درگذشتگان اين خانواده و افرادي كه با خود به اين محفل شمع و جانماز آوردهاند، دعا ميكنند. معمولاً، همسران روحانيان تا هفت روز، داستانهايي از زندگي دوازده امام بيان ميكنند. در اين ده روز «دهه»، همه هزينههاي مراسم را كساني كه به مراد خود رسيدهاند و يا آرزو دارند كه به مراد خود برسند، پرداخت ميکنند. اين هزينهها «خرج امام» نام دارد. كساني كه خرج امام را بر عهده گرفتهاند، هر شب، با "شوربا" يا "پلو" از شركتكنندگان پذيرايي ميكنند. در روز عاشورا نيز مردم دهستان عزاداري ميكنند. در مراسم سوگواري كه "ماتم امام" نام دارد، زنها لباسهاي سياه يا سياه آبي به تن ميكنند و روسريهاي سفيد به سر مياندازند.
در دههي اول محرم، داستانهايي در باره پيامبر (ص)، حضرت علي(ع) و ياران او و دوازده امام خوانده ميشود و همه با يك آواز تكرار ميكنند: يا امام، يا امام، يا حسين (ع)، يا حسين (ع)، يا حسن (ع)، يا حسن (ع) و ... پس از اجراي اين آئينها، عزاداري با نام «چهل امام» شروع مي شود. پس از به پايان رسيدن "دهه" هر كس كه به مراد خود رسيده باشد، در منزل خود، مراسمي (زنانه يا مردانه) برپا ميكند. يكي از اينگونه رسمها، در خانواده کسی که پسرش تازه از خدمت نظامي به سلامت برگشته بود، برگزار شد. خانه به صورت منظّم و مرتّب تزئين شده بود. در پيشگاه خانه، شمعدانها و قنديلهايي گذاشته بودند. هشت نفر از روحانيان روستا و ذاکران اباعبدالله كه لباسهاي سياه بر تن داشتند، به نوبت در مجلس حاضر شدند. زنان گروه گروه ميآمدند و ذاکران را زيارت ميكردند. میزبان، به استقبال میهمانان میآمد و به آنها خوش آمد ميگفت. «وكيله» در پيش هر ميهمان كه به خانه ميآمد، قند و چاي ميگذاشت.
در مراسم بزرگ روستاي زيرآباد، خاله «عشور محمد» 90 ساله نيز حاضر شد. پس از جمع شدن زنان، صاحب مراسم دو شمع را روشن كرد و گفت: «خدا را شكر كه به نيّتم (آرزويم) رسيدم». سپس شمع را به نوبت به ديگران داد و حاضران به ترتيب آن را زيارت كردند. خاله «سلطان» كه ذاكر امام به شمار میآمد، براي درگذشتگان خانواده و اهل خانواده سه بار صلوات فرستاد. نثار روح پيامبران مرسل و غيرمرسل، ائمّه و شهيدان دشت كربلا و اوليا نيز سه بار صلوات فرستاد. صاحبان خانه و زنان حاضر، دستها را برداشتند و همگي با صداي بلند صلوات فرستادند. پس از آن، چهار يا پنج روحاني، مدح و منقبت خواندند. پيشخدمتها در يك سطل، «نوش محمد»، آوردند. آب شيرين را به پيالهها ريختند و بين ميهمانان تقسيم كردند. روحاني مجلس هنگام نوشيدنِ «نوش محمد» صلوات ميفرستاد. پيشخدمت به هر يك از شركتكنندگان در مراسم، به نوبت يك پياله از آن آب ميداد و ميگفت: «نوش محمد». هر كس پياله را بر ميداشت در پاسخ ميگفت: «لعنت بر يزيد». از روي عادت نوش از پيشگاه خانه از بزرگان ده و روحانيان آغاز ميشود. مصيبتهاي عاشورايي با آهنگي دلگداز خوانده ميشود و حاضران با صداي بلند گريه ميكنند. اشخاصي كه عزيزان خود را از دست دادهاند با صداي بلندتر گريه ميكنند و گاهي گويندگي نيز ميكنند.
نوحههاي ماتمي، بسيار غمانگيز و پر از سوز و اندوه است. محتواي اصلي اينگونه نوحهها را كه در ماه محرّم در تعزيه خانهها اجرا ميشوند، موضوعهايي از قبيل غريبي، جوانمردي و جوانمرگي، رنجها و مشقّتهاي امام حسين(ع) و اولاد او در دشت كربلا، قهرمانيها و جوانمرديهاي 72 تن از شهيدان كربلا، شهادت امام حسين(ع)، شهادت علي اكبر و علي اصغر و جان سپردن امام تشنه لب، تشكيل ميدهد. بيبي آتونها (خانمهايي كه سواد ديني دارند) به نوبت بر منبر سياه مینشینند و اين متون را با آهنگي محزون و دلخراش ميخوانند و حاضران به گريه و نوحه مي پردازند. براي نمونه، چند قطعه از اين نوحهها از نظر ميگذرد:
كسي كه داغ نوجوان را در نظر دارد ز احوال حسين و هم علي اكبر خبر دارد
كسي كه ديده، درد و محنت و رنج ز حال زينب و كلثوم غمپرور خبردارد
كسي كه تازه دامادش نديده كام از اين عالَم ز اندوه و فراق مادر قاسم خبر دارد
كسي كه طفل بيمادر، يتيم و دربدر دارد ز احوال يتيم شاه بيلشكر خبر دارد
معمولا سهچهار نفر از روحانیان، نوحه عاشورايي ميخوانند و هنگام ذكر مصيبت، حاضران بر سر و سينه ميزنند. سوگواران، مطابق ضرب و آهنگِ اشعار سوگواري، يك دست به سينه و دست ديگر را به زانوهاي خويش ميزنند و هر بار «يا علي» ميگويند و گريه ميكنند. اين نوع خواندن را «روضهخواني» ميگويند كه با همآوازي روحانيون اجرا ميشود. و این هم نمونهاي از "روضهخواني:
زجبر ستمگران ملحد بي دين ز جور عمود و ز شمشير كين
بيفتاد عباس از صدر زين به زانو نشست او به روي زمين
بگفت: اي برادر، تو حالم ببين چه گويم، برادر، تو حالم ببين
زتن طاقتم برده، هوشم ربود رسان خويشتن را به بالينم زود!
صدايش به گوش برادر رسيد شه دين شتابان به مركب رسيد
بگفت اي علمدار زار رشيد ز مرگ تو عباس پشتم خميد
به جانت دل مرتضي پرغم است برادر، برادر، تو حالم ببين!
يقينم، دگر ظالمت خوار شد اسير ستم سوي بازار شد
دگر عابدينم گرفتار شد برادر، برادر، تو حالم ببين!
برادر، چو رفتي به باغ جنان سلام مرا نزد جدّم رسان
بگو مانده تنها حسينت بدان برادر، برادر، تو حالم ببين!
سكينه بود منتظر بهر آب چه گويم برادر من او را جواب؟
دل ذاكرت گشته از غم كباب برادر، برادر، تو حالم ببين!
در پایان هم پس از خواندن اين سوگنامه، سه بار صلوات میفرستند .
این وبلاگ تلاش دارد مجموعه آثار نوشتاری استاد سیدمرادی را به اساتید دانشگاه ها و حوزه های علمیه، پژوهشگران علاقمند به آفریقا شناسی و عموم شیفتگان اهل البیت علیهم السلام معرفی و عرضه نماید.