اهل سنت هم برای خود گورستان جداگانه­ای دارند یا بهتر است بگوییم در یک سوی همین گورستان اموات خود را دفن می­کنند. این گورستان که در مجاورت مسجد پنجاب قرار دارد به دو دسته تقسیم شده است. در طرف راست اموات تورانی­ها و در طرف چپ اموات ایرانی­ها دفن شده­اند.  اختلافات شیعه و سنی در ازبکستان حساسیت چندانی ندارد، ولی به دلیل رواج روحیه صوفی­گری در میان مردم ماوراءالنهر، بعید نیست در آینده یکی از چالش­های جدی وهابیت در منطقه باشد که بعدا بیشتر بدان اذعان خواهید کرد.

چشم به یکی از قبرها می­دوزیم. آرامشگاه همیشگی رادمرد ایرانی به نام سید رضا علیزاده که از سادات خراسان بود و در سال 1887 میلادی در سمرقند به دنیا آمد. شاعر و نویسنده­ای که کتابی در ادبیات زبان تاجیکی و کتاب دیگری به نام مراسلات در باره واجبات دینی نوشت. شاید چون زبان تاجیکی(فارسی) و تعالیم دینی در خطر فراموشی بود، او بنا بر وظیفه شرعی و ملی، دست به قلم برد و خود را در معرض خطر قرار داد. او در چاپخانه دولتی کار می­کرد و مدیر مسئول روزنامه انقلاب شرق هم بود. می­گویند سخاوتمند هم بود، به­گونه­ای که وقتی در خیابان راه می­رفت، نیازمندان و حتی بیچارگان روسی به دنبال او می­رفتند و غذا می­خوردند و او پول آن را پرداخت می­کرد. در زمان استالین او را به جرم نوشتن زندانی کردند؛ در سال 1946م. در پنجاه و نه سالگی در زندان ویلادیمیر مسکو از دنیا رفت. نوه­اش فرهاد، در زمان گورباچف جسد او را از مسکو آورد و در این قبرستان دفن کرد. او اهل ادب و شعر نیز بود، بعدها اشعاری از او به دست آمد که در زندان بر دستمالش نوشته و از ترس مخفی کرده بود. البته این نوع برخوردهای خشن منحصر به سید رضا علیزاده نمی شد، زیرا تمام‌ شاعراني‌ كه‌ در سال‌هاي‌ پس‌ از انقلاب‌ 1917 م. از ورود به‌ دايره‌ ادبيات‌ شوروي‌ سابق سرباز زده بودند، مورد غضب‌ واقع شدند. تمهيد سمرقندي‌ (ف‌ 1975 م.) هم سال‌هاي‌ زيادي‌ از عمر خود را در زندان‌هاي‌ شوروي‌ سپري‌ كرد و بخش‌ اعظم‌ آثار او‌ در مقابل‌ چشمانش به آتش‌ کشیده شد. خوبي‌ سمرقندي‌ (ف‌ 1976 م.)، وافي سمرقندي‌ (فوت‌ 1971 م.) و ده‌ها شاعر ديگر نیز مجبور به مهاجرت‌ از وطن‌ و اقامت‌ در عربستان، افغانستان، تركيه‌ و مصر شدند. روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.