بعد از صبحانه خبر دادند کسی مرده است و شیخ باید مراسم نماز میت را اجرا کند. به اتفاق او با ماشین عازم محل شدیم و چند کوچه آن طرف­تر پیاده شدیم. دیدم جمعیت زیادی روی نیمکت­های مفروش به گلیم رنگین نشسته­اند و تخت چوبی بزرگ­تری نیز در وسط گذاشته بودند که معلوم بود محل جلوس بزرگان و ریش سفیدان است؛ صاحبان عزا به استقبال آمدند و ما را به سوی آن تخت راهنمایی کردند. بر تخت نشستیم و چای بدون قند و یا آبجوش در قوری­های چینی  دست به دست می­گردید و تعارف می­شد. صاحبان عزا رداهای سیاه ازبکی پوشیده و کمربند­ بسته در خدمت مردم بودند. بعضی از نزدیکان نیز در داخل منزل مرحوم، مشغول غسل دادن میت بودند. خانواده مرحوم گریه می­کردند و خانمی هم اشعار تعزیه امام حسین و وداع را به زبان فارسی و ازبکی می­خواند و مدام تکرار می کرد:« منزل نو مبارک »

ادامه دارد...> برای استفاده کامل و رعایت حقوق ناشر لطفا به متن کتاب مراجعه فرمائید. از وقفه ایجاد شده معذرت می خواهیم