مقدمه کتاب خاطرات سمرقند و بخارا
بنا به نوشته لوپوئن، برخي شهرها در همان برخورد اول مانوس و رام به نظر ميرسند و برخي ديگر آنچنان سركش و غير قابل نفوذ هستند كه هر بينندهاي را مفتون خود ميكنند. هيچ يك از شهرهاي آسياي ميانه طي قرن ها نتوانسته است، تا اين حد اروپاييان را به خود جذب كند. سمرقند چيزي شبيه يك روياست، روياي شرقي رمز آلود و اسرارآميز به همراه كاروانهايي كه در جاده ابريشم پيش ميروند(به نقل از روزنامه همشهري، 3/6/82).
از منظر تاریخی، اين دو شهر مشهور، چنان پيوندهاي دیرینه و ناگسستني با تاريخ و فرهنگ ايران زمین دارند، که می توان آن را از قدیمی ترین موارد نوع خود در تاریخ جهان دانست. نخستين بار كورش در سال 530 پيش از ميلاد به اين سرزمين گام نهاد و در اين سرزمين نيز چشم از جهان فرو بست. نگاه به جيحون قهرمانان شاهنامه فردوسی را در ذهن تداعی می کند، نامهاي رستم زال، اسفنديار، سياووش، كيخسرو، كيكاووس، كيقباد و افراسياب توراني. سمرقند در هنگامي كه اسكندر مقدوني آن را در سال 329 پيش از ميلاد فتح كرد، پايتخت ساتراپي سغدياناي سلسله هخامنشي ايران بود. سمرقند گر چه فارس زبان بود، اما از زمان حمله اسكندر تا فتح اعراب، از نظر سياسي با ايران متحد نشده بود. سردار عرب، قتيبهبن مسلم الباهلی، در سال 705 ميلادي جنگی را از مرو عليه فرارود(ماوراءالنهر) تدارك ديد و مناطق وسیعی را فتح کرد. پس از ورود اسلام به سمرقند در 711 ميلادي، شهر به عنوان مركز اصلي تحقيقات اسلامي توسعه يافت. در آن بین، قثم ابن عباس پسرعموی پیامبر سال 56 هجری در آن سرزمین به شهادت رسید و در مزار شاه زنده امروزی سمرقند به خاک سپرده شد. در افواه عموم افتاه است که: «لشكريان ابن عباس به هنگام نماز غافلگير شدند و همگی به شهادت رسيدند و اما ابن عباس سر بريده خود را از زمين برداشت و به دست گرفت. بعد به ميان چاه عميقي رفت و از آنجا وارد بهشت شد و تاكنون در آنجا زندگي مي كند وهنوز برنگشته است».
نکته دیگر این که سمرقند نخستين جايي بود كه اعراب تجربه كاغذسازي را كسب كردند و اولین كارخانه كاغذسازي در جهان اسلام در سمرقند بنياد نهاده شد. سپس به سایر سرزمین های اسلامی و از آنجا به اروپا (از طريق اسپانيا يا جنگجويان صليبي)، راه يافت. در سده های بعد، سلسله های سامانيان، غزنويان و خوارزمشاهيان در ماوراء النهر به حکومت رسیدند و در ضمن دانشمندان زیادی از آن منطقه برخواستند که در آن بین می توان از ابونصرفارابي از فاراب، رودكي از سمرقند، ابوريحان بيروني از بيرون خوارزم و ابوعلی سینا از بخارا نام برد.
در سده هشتم هجری تيمور گورکانی كه نيمي از جهان را به تصرف در آورده بود، صنعت گران، هنرمندان، نقاشان، معماران، كنده كاران و سنگ تراشان را به پايتخت جديد خود فراخوانده تا زيباترين عمارت ها را براي او بنا نهند. حكومت تيمور سرزمين هاي پهناوري را در برگرفته بود و غرور و نخوت او همانند نداشت. بنا به دستور تيمور آبادي هاي اطراف سمرقند را به نام هاي: قاهره، بغداد، دمشق و …. نامگذاري كردند تا بزرگترين شهرهاي آن روزگار در مقابل پايتخت تيمور دهکده اي به حساب آيند. در سمرقند كار معماری و عمراني به حدی از زیادت و ظرافت رسيده بود، که شهر درميان كاشيكاري هاي مساجد و استخرها غرق شده بود. گويا تكه يي از آسمان را جدا كرده و در ميان زميني زرد رنگ انداخته بودند. در اطراف شهر سيزده باغ دراندشت بزرگ وجود داشت كه بزرگترين آنها «باغ جهان» بود.
آری، با حمله تيمور به ايران و گسيل هنرمندان و صنعتگران ايراني به سمرقند، شهرسبز و بخارا، دور جديدي از هنر و معماري ايراني در اين سرزمين ها شكل گرفت، چرا که نوآوري هاي سبك معماري تيموري بيشتر مديون هنرمندان مهاجر و بویژه ایرانی بود. دراين دوره الگوهاي معماري ايراني(سلجوقي)، مساجد چهار ايواني، مدارس و بازارها به همراه نقوش و فنون تزييني با عناصر و مصالح بومي در اين شهرها مورد استفاده قرار گرفت. بدین سبب امروزه، سمرقند و بخارا و برخی از شهر های دیگر ازبکستان، گنجینه ابنیه تاریخی یا آثار باستانی و هنری ایران است که قسمتی از میراث مشترک فرهنگی ایران و آسیای مرکزی به شمار می رود. از جمله آثار تاریخی سمرقند می توان به «گور امیر» (807 هجری) اشاره کرد، که به دست توانای عبدالله بن محمد معمار اصفهانی ساخته شد. شاهرخ جانشين تيمور، پايتخت تيموريان را به هرات منتقل كرد، لیکن سمرقند شکوفایی علمی و هنری خود را در دوره الغبيگ دنبال كرد. الغ بیک معروف ترین دانشمندان ریاضی و نجوم را در دربار خویش گرد آورد و به کمک آنها رصد خانه معروف الغ بیک را در سمرقند بنیان نهاد. به کمک آنها زیج معروفی ترتیب داد که به زیج الغ بیکی مشهور است و آخرین زيج معتبر ایران به شمار می آید.
قدرت تيموريان در ماوراءالنهر پس از مرگ شاهرخ و الغبيك تزلزل يافت و سمرقند و بخارا جایگاه افسانه ای پیشین خود را از دست دادند. پس از پايان فرمانروايي تيموريان در آسياي مركزي، سمرقند تحت سلطه پيدرپي فرمانروايي ايرانيها، ترك ها و حتي چينيها قرار داشت. در سال 1447 سمرقند از سوي ازبك ها غارت شد، همان ها كه نيم قرن بعد براي برپايي يك سلسله ترك تبار در اين ناحيه به شهر بازگشتند. در سده شانزدهم، شيبانيها پايتخت خود را به بخارا منتقل كردند و سمرقند به افول گراييد. پس از يورش نادرشاه افشار فرمانرواي ايراني، در سده هجده میلادی انسجام شهر از هم پاشید و متروكه شد. شهر سرانجام سال 1868 به تصرف روس ها در آمد، قدرت جديدي كه از شمال به سوي تركستان (سرزمين ترك ها، همانگونه كه در آن زمان ميناميدند) آمده بود. جدايي سياسي سمرقند و بخارا از ایران، گر چه پس از تشكيل سلسله صفويه در ايران و ازبكان شيباني در ماوراءالنهر در قرن شانزدهم هجري رقم خورده بود اما در قرن بيستم همزمان با انقلاب اكتبر 1917 روسيه و پا گرفتن حصار آهنين كمونيست به گرداگرد اين منطقه به اوج خود رسيد و مردمان بویژه شاعران، نويسندگان و عالمان دو سوي جيحون را از يكديگر بيخبر ساخت. خدای می داند، بر فرزندان رودكي در ماوراءالنهر، در شهرهاي باستاني سمرقند، بخارا، ترمذ، فرغانه و تاشكند در طول حاكميت نزديك به يك قرن سلطه سياه كمونيست چه گذشت؟ با شكسته شدن پيوند پوشالي كمونيست در اين مناطق، در سال 1991 دريچهاي رو به گذشته نياكان اين مردمان باز شد و نسیمی تازه وزدیدن گرفت.
یکی دیگر از نقاط عطف تاریخ خراسان بزرگ و ماوراء النهر، شکل گیری و گسترش طریقه های مختلف و ملون تصوف در آن سامان است. اوج آن را می توان از قرن هفتم تا دهم هجري دانست كه عهد ورود گسترده و همه جانبه طرايق صوفيه در عرصه فعاليتهاي سياسي و اجتمائي ماوراء النهر است. شكل گيري نهضتهاي صوفيانه، برقراري مناسبات نزديك با صاحبان قدرت و در نهايت تشكيل حاكميتهاي گونه گون، از جمله اين فعاليت هاست. با تقريب تشيع و تصوف که به دنبال آن مجموعهاي از نهضتهاي شيعي – صوفي به راه افتاد، اعتقاد به مشارکت سياسي و اجتماعي و اهتمام ويژه در اين امر از سوي غالب طرايق صوفي شيعي و سني مشخصه اصلي اين دوره را تشكيل داد. ظهور نهضتهاي شيعي- صوفي مرعشيان، حروفيه، نوربخشيه و سربداران، در کنار حضور فعال طرايقي مانند نقشبنديه و نعمت اللهيه در عرصه فعاليتهاي سياسي و اجتماعي در این دوره مويد موضوع است. در اين دوره يکي از فرق صوفيانه که اهتمام جدي در امر مشارکت سياسي و اجتمائي داشت و به همين سبب اعتقاد به خلوت معنوي را تنها در انجمن مردمي توصيه مي کرد، طريقه نقشبنديه بود، که از بخارا توسط بهاء الدین نقشبند و دیگر خواجگان برخاست و در سمرقند بوسیله خواجه احرار و مریدانش قوت گرفت.
جهان شعر و ادب فارسی هم همواره با نسیم صبحگاهی سمرقند و بخارا نغمه سر داده و هیچگاه خود را فارغ از آن دو ندیده است. فردوسي آن شاعر بلند آوازه توس در شاهنامه، اثر جاويدان فرهنگ و تمدن و ادبيات ايران، از سمرقند ياد ميكند و بودن در آنجا را براي قهرمانان مايه افتخار ميداند و به اين گفته استناد ميكند كه شرف المكان بالمكين. هم آناني كه در شهر زاده شده و زيسته و آفريدهاند به شهر سمرقند افتخار ميكنند و هم شهر به بود باشندگان بزرگ و نامي افتخار دارد. يكي پهلوان بود گسترده گام/ نژادش ز طرخان و بيژن به نام/ نشستش به شهر سمرقند بود/ در آن مرز چنديش پيوند بود/ بفرمود تا كوس و با كر و ناي / زدند و فروهشت پرده سراي. نه تنها فردوسی ایران زمین که شاعران گوناگوني چون ميلتون، كيتز، اسكار وايلد و دیگر بیگانگان نیز به وجد آمده و دم فروبستن نتوانستند. در دوره سلسله سامانیان، نخستین شاعران فارسی زبان، ادب فارسی را در ماوراءالنهر در شهر هايی چون بخارا و سمرقند پایه گذاری کردند. سامانیان که خود از نژاد ایرانی بودند، به زبان فارسی و آثار گویندگان فارسی زبان انس و الفت بسیار داشتند و در عصر آنان زبان فارسی در نواحی ماوراءالنهر رواج یافت. دربار آنان از همان آغاز به صورت کانون اصلی علم و ادب پارسی درآمد و شعرایی مانند ابوالمثل بخارایی و سپهر بخارایی کار بنیانگذاری شعر پارسی را به عهده گرفتند. با این وجود شعر فارسی دري به مفهوم واقعی خود با رودکی پا به عرصه وجود نهاد که اهل دهکده پنج رودک از توابع سمرقند بوده و اکنون مزار او در آنجاست. همو که چه خوب می سراید: بوي جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان آيد همي اي بخارا شاد باش و شاد زي مير زي تو شادمان آيد همي
در زمان رودکی، شعرای بزرگی از نواحی مختلف این سرزمین برخاستند که از جمله می توان ابوالعباس بخارایی، ابوحفض سغدی شاعر و مولف قدیمی ترین کتاب لغت فارسی را نام برد، كه مخترع یکی از ادوات موسیقی به نام «شهرور» نیز به شمار مي رود. همچنین در این عصر از وزرای دانشمندی چون ابوعبدالله محمد بن احمد جیهانی، ابوالفضل محمد عبدالله بلعمی، ابوعلی محمد بن محمد بلعمی، ابوعلی احمد بن محمد جیهانی، ابو طیب محمد بن حاتم مصعبی، ابوالحسین عبدالله بن احمد عتبی و شاعران بزرگی مانند ابوالعباس مروزی، مسعود مروزی، ابوالحسن شیخ بلخی که او نیز علاوه بر شاعری در حکمت و فلسفه و خوشنویسی مهارت به سزایی داشت، می توان یاد کرد. بدین خاطر است که اشپولر ميگويد: حيات فرهنگي ايران در واقع با روي كار آمدن سامانيان آغاز شد. آنها اولين احياگران ومروجان روح ايرانياند و خدمت آنها در ترويج و توسعۀ علوم و ادبيات جاودانه است.
خوانندگان عزیز، در این نوشتار شما با روابط ایران و ماوراء النهر (و خراسان بزرگ)، ورود اسلام به منطقه، فرقه های صوفیه و بویژه نقشبندیه، مدارس و مساجد معروف از جمله مدرسه میر عرب و مسجد ایرانیان بخارا، ده ها شخصیت علمی و تاریخی از جمله عیاشی، قثم ابن عباس، بخاری، بهاء الدین نقشبندی، تیمور، الغ بیگ و... آثار باستانی و تاریخی شهر های سمرقند، بخارا، تاشکند و خوارزم آشنا می شوید. صدها نکته دیگر در این مقال گردآوری شده است که با فرهنگ و علقه های دینی ما به عنوان یک ایرانی مسلمان وابستگی عمیقی دارند و دوست خواهید داشت به جواب قانع کننده ای در برابر ذهن پرسشگر خود دست پیدا کنید.
در پایان مقدمه، ذکر چند نکته نیز ضروری به نظر می رسد. الف: این نوشتار حاصل دو سفر یک ماهه به ازبکستان در سال 1376 بوده است که متناسب با تغییرات رخ داده، در سال 1388 تدوین و تنظیم می شود. همچنین در کنار تحقیقات میدانی طی سفرهای مذکور، از دیگر منابع غفلت نشده و با لحاظ نوشته های دیگر اساتید و صاحب نظران به صورت کتاب حاضر منتشر می شود. ب: به خاطر روان بودن متن کتاب از آوردن ریز مصادر و منابع اجتناب شده و ضمن تشکر از صاحبان آن، فقط نام منابع و نویسندگان در آخر کتاب ذکر می شود. بدیهی این کتاب ضمن برخورداری از مبنای علمی و تحقیقی، بیشتر جهت آگاهی عموم مردم نوشته شده و نگارش به سبک مستند علمی مد نظر نگارنده نمی باشد. ج: نمی توان ادعا نمود که این نوشتار عاری از هر عیب و نقص است، چرا که از صاحب قلمی سراپا عیب و نقص صادر شده است. لذا بزرگان علم و ادب نارسایی ها را بر ما خواهند بخشید و با برشمردن نواقص و خطایا، ما را در انجام وظیفه دینی و ملی خود یاری خواهند نمود تا انشاء الله در چاپ های بعدی اصلاح شود.
این وبلاگ تلاش دارد مجموعه آثار نوشتاری استاد سیدمرادی را به اساتید دانشگاه ها و حوزه های علمیه، پژوهشگران علاقمند به آفریقا شناسی و عموم شیفتگان اهل البیت علیهم السلام معرفی و عرضه نماید.